یه دانشجو داشتم که حدودا دو ماه پیش توی باشگاه ورزشی دم خونم وقتی که روی تردمیل بودم اومد کنارم و گفت خانم رئیسی من بالاخره 2 ماه پیش جواب رو فهمیدم !
ازش پرسیدم یعنی چی ؟ چه جوابی ؟
گفت : قبل اینکه تعریف کنم اینو بگم اگه فقط 10 ماه زودتر کارمو شروع میکردم الان ۲۰۰ میلیون جلو بودم و میتونستم باهاش دستگاه بسته بندی ام رو بخرم …
شاید تو هم مثل رویا باشی روزمرگی خسته است نکرده ؟

کارهای کوچیک و کارمندی با حقوق ناچیزش نا امیدت کرده ؟
کسب و کار کوچیکی راه انداختی ولی فقط داره هزینه های خودش رو در میاره !؟
و تو هیچ سودی نداری و فقط خسته ای ؟

به خاطر بچه هات و مسئولیت خانه داری فکر میکنی نمی تونی کار کنی و این کلافه ت کرده ؟
دلت می خواد از کار کارمندی ات در بیاری ولی جرات نداری ؟
رویا گفت : 9 سال ی جا کارمند بودم و جرات بیرون اومدن نداشتم …
کاش فقط چند ماه زودتر این اطلاعات آموزشی راجع به کسب و کارهای خونگی رو داشتم الان 200 میلیون ضرر نمی کردم ؟ بهش گفتم هیچ وقت دیر نیست حالا که فهمیدی و کارت رو راه انداختی ، این عالیه ، راستی چه کاری ؟

گفت : بسته بندی مواد غذایی و 6 تا خانم دیگه هم مشغول به کار کردم در منازلشون 3 ماه اول سود خاصی نداشت ولی از ماه 4 ام تقریبا ماهی 20 تا 30 تومن برام میومند .
الان تصمیم گرفتم که دستگاه بسته بندی بخرم و یه کارگاه کوچیک اجاره کردم که برم تو کار بسته بندی میوه خشک

البته من چون بچه کوچیک دارم ، مدیر گذاشتم و خودم هفته ای 2 بار سر میزنم اما کامل تو خونه در تماسم باهاشون ولی میدونی اون دستگاه بسته بندی 10 ماه پیش 200 میلیون بود ، الان شده 350 میلیون و من باید صبر کنم …